پلانهای اتوکد طراحی پارک بزرگ منطقه ایی
واژه چشم انداز ( land scape )از طریق اضافه کردن پسوند ( scape ) به اسم
زمین ( land ) ساخته شده و اسم مطلق را به اسم تجریدی تبدیل ساخته است .
نقاشان گاهی سخن از چشم انداز برداری می راندند . همانگونه که امروزی در
مورد عکسبرداری گفته می شود واژه (( برداشت )) در اینجا بصورت استعاره بکار
گرفته شده است ، اگر چه نقاشانو عکاسان بتوانند هنر انتخاب ، ترکیب و خط
را بکار ببرند . برنامه ریزان و طراحان چشم انداز برای ایجاد فضاهایی که با
تپه ، درخت ، ساختمان ، آسمان و آب شکل گرفته اند نیاز به استعاره های
ساختاری دارند .
کلن با بیان بینش تسلسلی بصورت یک ابزار تخیل انسان را قادر می سازد تا یم
فضا را اعم از فضای شهری و یا هر فضای دیگری را به صورت یک داستان منسجم در
آورد . این استعاره ساختاری است که در طراحی فضایی بکار می اید . کلن می
گوید :
هدف اولیه ما درستکاری عناصر شهری است به ترتیبی که تاثیرش بر احساسات
مشهود گردد . یک خیابان مستقیم و طولانی تاثیر کمی دارد ، زیرا دید اول به
سرعت بلعیده و یکنواخت می شود . ذهن انسان به تقابل ها و تضادها ، تباین و
تقارن میان اشیاء عکس العمل نشان می دهد و هنگامی که دو تصویر( خیابان و
میدان ) در لحظه ای در ذهن واحد قرار می گیرند تقابل روشنی حس می شود و شهر
به شکل عمیق تری خود را می نمایاند .
طراح چشم انداز با در نظر گرفتن استعاره های انسان گونه ، استعاره های
طبیعی یا استعاره های مذهبی و ... دست به ساخت و آرایش این نقاط اتصال برای
میدان دید ما و یا در بیانی روشن تر برای خلق فضاهایی که احساسات متفاوتی
را در ما بیدار می کند می زند .
چشم انداز یک اصل غیر قابل انکار در فضای پیرامون ماست و فراتر از آن نیازی است که هر انساندرفضای پیرامون خود احساس می کند .
تام ترنر در کتاب (( شهر همچون چشم انداز )) چهار عنصر اصلی چشم انداز را
زمین ، آب ، گیاه و ساختمان می داند . اعتقاد او زمانی یک چشم انداز او و
به نهایت کمال نزدیک است که یک دستی و هماهنگی خاصی میان این چهار عنصر
برقرار باشد . ترنر همچنین اذعان می دارد که استعاره ها می توانند نقش
کلیدی در طراحی چشم انداز داشته باشند و در بیانی زیبا به ساختاری تبدیل
شده و تجسم یابند . بطور مثال ترنر استفاده زا استعاره را در مورد درخت
بکار میبرد .
از دوران باستان (( درخت زندگی )) به عنوان نمادی پرقدرت وجود داشته و هنوز
می تواند برنامه ریزی فضایی را هدایت کند . یونگ معتقد بود که (( درخت ))
نمادی از رشد زندگی روانی است . در درخت زندگی تصویری است از حسن فنا
ناپذیر بشر به عنوان بخشی از فرایندی مستمر که از گذشته های بسیار دور آغاز
شده است و تا حیات پس از مرگ ادامه می یابد . درخت زندگی در کتب آسمانی
نساجی و معماری یافت می شود . برای مثال در کتب مذهبی هندی ، سخن زا درختی
جاودان می رود که ریشه در آسمان و شاخه های آویزان به سوی زمین دارد . آنکس
که درخت را بشناسد خدا را شناخته است . زمانی سلطان خوب کسی بود که در
جوار جاده ها درخت می کاشت تا سایه بیفکند . طرح آبرکمی برای فضای سبز لندن
می توانست بیش از پیش به عناون درخت زندگی تلقی شود . افراد و گروههای
اجتماعی می توانستند بر این تصور باشند که با وجود خود ، برگ و شاخه و
ریشه به درخت می افزایند .